در بی زمانی زندگیم
هی حرف .. هی سکوت
چالنجزهام .
از کارم اخراج شدم ! یعنی گفتن دیگه نیا و کلاسو کنسل کردن . اینم یه تجربه ی نوین .ناراحت نیستم انگار پوستم کلفت شده! کرگدن نشم یهو تقصیر خودمم بود که اخراج شدم البته !خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند ! آخه پول نگرفتنت تو جلسه آخر چی بود ؟ بادوم زمینی سفارشنت برای بچه ها چی بود ؟
بخش خرافاتیم اومده به سطح . با خودم میگم کدوم لباسو پوشیدم که نحس بود . چه غلطی کردم که اینجوری شد . الانم یه فال آنلاین حافظ گرفتم گ
برچسب:
نویسنده: یوسف باقری
در بی زمانی زندگیم
هی حرف .. هی سکوت
آژانس ؟ دفتر خدمات مسافرتی؟ :|
رفتم بعد کلی رزومه فرستادن این ور اون ور یه دفتر خدمات مسافرتی . با یه مدیر خوش اخلاق و جو خوب 7 هشت نفر تو اتاق نشستن با تلفن و کامپیوتر ور میرن و کار مردمو راه میندازن . تور میندازن برای مردم در روز جاری تورهای کیشو بیشتر ارزیابی کردیم . سر کار لال میشینم یه گوشه . خیلی خسته کنندس ولی میدونم این روزا تموم میشه .یعنی یا بیرونم میکنن یا یه دوست خوب یا چندتا دوست خوب به آسونی میابم . کسی که داره بهم
برچسب:
نویسنده: یوسف باقری